این رمان که در ژانر های عاشقانه،اجتماعی قرار دارد توسط" افسون امینیان " در 379 صفحه نوشته شده است و امروز برای شما عزیزان بر روی سایت "رمان سه" برای دانلود قرار داده شده است.
قسمتی از رمان :
با اولین بارش باران پاییزی گویی از اسمان سنگ و کلوخ می بارید که این
چنین ماشین ها در هم پیچ خورده بودند...!
وقتی به کافی شاپ رسید ساعت چیزی حدود هفت شب بود و باید خودش را
برای غرغرهای مازیار و نق نق سودابه که گویی در مسابقه ی کی زود تر تماس
میگیره شرکت کرده بودند ...که یکی در میان زنگ می زدند ....!
و البته برای این که عدالت در موردشان رعایت شود تمام تماس ها را بی پاسخ
گذاشت و د ست آخر برای اینکه خیال همه و از همه مهم تر خودش را راحت
کند موبایلش را از بیخ و بن خاموش کرد.!
مازیار فنجان قهوه راپیش روی سودابه گذاشت و در حالی که نگاهش به
سهراب بود که با قدمهای بلند به سمت کافی شاپ می آمد با سر به بیرون
اشاره کرد و گفت:..
منبع: رمان فوریو
آموزش دانلود :
ابتدا روی دانلود رمان کلیک کنید،بعد در صفحه ی باز شده بر روی دانلود عادی کلیک کرده و در ادامه روی لینک دانلود کلیک کنید تا دانلود آغاز شود.
توجه لطفا در تلگرام عضو شوید